منتقد:ای.او.اسکات،نیویورک تایمز-امتیاز 5 از 10
«توربو» اثر جديد استوديو انيميشن سازي دريم وورکز، داستان حلزون کوچکي است که آرزويي بزرگ در سر دارد. «توربو» همچنين جديدترين انيميشني است که از نااميدي يک جانور با توجه به محدوديتهاي جسمياش به عنوان استعاره اي براي انعکاس آرزوهاي انسانی استفاده ميکند. همچون رمي موشه¬ی فيلم «راتاتويي» که نميخواست زباله بخورد، يا مامبل فيلم «پاهاي خوشحال» که عاشق رقصيدن بود، تئو شخصيت اصلي «توربو» با صداي رايان رينولدز تشنه سرعت است.
اين اشتياق باعث يکسري ماجراهاي جالب و دوست داشتني از جمله يک مسابقه دوي سرعت با يک ماشين چمن زني ميشود. لازم به گفتن نيست که ساير حلزونهاي ساکن يک باغچه گوجه فرنگي که دچار يک زندگي ساده، يکنواخت، و البته کُند هستند و هر از گاهي مورد حمله کلاغهاي گرسنه قرار ميگيرند علاقه اي به بلندپروازيهاي تئو ندارند. چِت (با صداي پل جياماتي) برادر تئو، رئيس مخالفان است که سعي ميکند ايده شرکت يک حلزون در مسابقه سرعت ايندياناپوليس 500 را احمقانه و غيرممکن جلوه دهد.
اما اينجا آمريکاست! و همه چيز ممکن، از جمله اين که ميليونها کودک و والدينشان دسته دسته به ديدن اين فيلم سرگرم کننده و آموزنده ميروند. بيخود نيست که به کمپاني اسپيلبرگ، دريم وورکز (کارخانه رويا سازي) ميگويند. اما نکته جالب توجه اين است که آيا فيلمي که چنين با حرارت و مصرانه متفاوت بودن را تبليغ ميکند، از هر جهت در نوع خود خاص و بي نظير است؟ پاسخ مثبت است، قبلاً هرگز يک کارتون سه بعدي درباره يک حلزون ساخته نشده است، گرچه تصاوير زيادي از حلزونها روي کتابهاي مخصوص کودکان هر از گاهي منتشر ميشوند مثل کتاب دوست داشتني «گلويي» نوشته ويوين والش و اتو سيبولد.
با اين حال حتي در نبود يک الگوي شاخص، تماشاي اين انيميشن جديد به مدد شوخيهاي مفرح و هوشمندانه و مجموعه اي از صداهاي سرشناس مانند ساموئل ال جکسون، ميشل رودريگز، کن جونگ، مايا رودولف، ريچارد جنکينس، مايکل پنا و لوئيز گوزمن خالي از لطف نيست.
مايکل پنا و لوئيز گوزمن در نقش تيتو و آنجلو دو برادر که يک کاميون ساندويچ فروشی را در يک بازار بين راهي در نزديکي لسآنجلس اداره می کنند، حرف ميزنند. آنها و کاسبهاي ديگر اين بازار شامل يک آرايشگاه زنانه، يک مرکز تفريحاتي و يک تعميرگاه ماشين ظاهراً نميتوانند مشتريها را جذب کنند، اينجاست که تئو با يک نقشه بي عيب و نقص وارد ميشود: اگر تئو در مسابقه ايندي شرکت کند و با اسپانسرشيپ (حمايت) مستاجران بازار در آن پيروز شود، تمام مشکلات آن ها حل خواهد شد.
در مسير تبديل شدن به توربو، تئو با ابرقدرتهاي ماشين سازي همکاری ميکند تا بالاخره موفق می شود بدون کمک چرخ و بنزين به سرعت خارقالعاده اي برسد. تئو همچون رمي «راتاتويي» فريب يک شارلاتان فرانسوي که قبلاً قهرمان سرعت (با صداي بيل هادر) بوده را ميخورد و از اين کار نااميد ميشود.
فيلم در مجموع لذت بخش و هيجان انگيز است اما پايان فيلم حس نه چندان دلچسبي را در دل بيننده باقي ميگذارد که نميتوان آن را کلاً به حساب انتخاب شجاعانه «ميانه بودن» به جاي «برتر بودن» گذاشت. ممکن است از خود بپرسيد که چرا يک حلزون بايد برنده مشهورترين مسابقه سرعت دنيا بشود؟ آيا ذات مسابقه دادن به تنهايي تأثيرگذار نيست؟ به نظر من اين ايده ميتواند کمي ناراحت کننده باشد که يک گروه از افراد خلاق و سخت کوش تنها با انعقاد يک قرارداد با غولهاي تجاري، هنرپيشه هاي معروف و رسانه هاي جهاني ميتوانند از موفقيت خود در گيشه مطمئن شوند.
منبع:اختصاصی نقد فارسی
مترجم:سعید کلاتی
نظرات شما عزیزان: